صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

353

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )

الجزئية المفارقة عن بدنها لا تتعلق به بدن جزئي آخر ، كما علمت في مباحث بطلان التناسخ » . لا يخفى كه بدن بعد از موت ، صورت تركيبى را از دست مىدهد ، عنصر مايى و هوايى و نارى هر كدام از بدن زايل و اجزاى ترابى در ارض پراكنده مىشود و سبب انحلال ، فسادى است كه از ناحيهء عفونت عارض بدن مىشود و اين عنصر ارضى است كه در خاك و تراب متفرق مىشود و همين كافى است از براى زوال جميع هيآت و نسب و ودايعى كه از ناحيهء نفس در بدن نازل شده بود و به فرض آن كه عنصر ترابى يعنى اجزاى متفرقهء آن از ديگر ابدان ممتاز باشد ، آيا مراد از تحرك جوهرى اين اجزا جهت اتصال به نفس چيست ؟ آيا اين اجزا لا ينقطع به حركت جوهرى متحركند تا آن كه به صورت اصلى يا عارضى خود كه بدن كامل باشد درآيند و بعد از حصول بدن تام العيار به نفس متصل گردند و يا آن كه هر جزئى مستقلا منتقل به آخرت شود و خلاصه ، حشر اجساد آن است كه اجزاى متفرق در وعاى دهر و زمان به ملكوت منتقل شوند و به نفس متصل گردند ؟ ناچار مؤلف بايد مطابق نص حديث كه به آن استدلال نمود ، قائل گردد كه اجزاى ترابى به حركت جوهرى متحركند و نهايت حركت آن ، به برخورد اتفاقى و جزافى آنان منجر شده به صورت بدنى كامل به نفس متصل شوند . و چون در نشأت حركت ، قبل از حصول مزاج تام الاعتدال ، بدن حاصل نشود و بعد از حصول مزاج ، نفس با حفظ مرتبه و مقام ملكوتى به بدن تعلق نمىگيرد ، ناچار نفس بايد از مقام خود تنزل نمايد . و اين ، چيزى است كه حكيم محشى از آن فرار مىنمايد و از براى فرار از تناسخ به چنين مسلك عجيب پناه برده است . و اگر بگوييم آنچه كه به ملكوت منتقل شود ، انسان تام الاعضاء و الجوارح و بدن تام العيارى است كه در باطن اين بدن قرار دارد ، اين همان مسلك ملا صدراست . آنچه كه بايد در اين زمينه گفته شود ، آن است كه اجزاى واقع در تراب اگر از